menuordersearch
zohagifts.com

چرا به خدا ایمان داریم؟ ,

لگوی سایت
۱۳۹۷/۳/۲۱ دوشنبه
(0)
(0)
چرا به خدا ایمان داریم؟
 چرا به خدا ایمان داریم؟
 چرا به خدا ایمان داریم؟
1.یکی از موضوعاتی که قرنهاست ذهن و جان  بسیاری از انسانها را مشغول به خود کرده بحث اثبات خداست
برای بشر همواره بحث از وجود خدا از اهمیت بالایی برخوردار بوده است چرا که زندگی بی خدا و زندگی با خدا دو زندگی متفاوت است. بدون ایمان به خدا، بشر «تنها» می شود و خود باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند  و رنج بکشد اما با ایمان به خدا او همواره همراهی برای خود در مشکلات و سختی ها دارد و اخلاق و عمل به اخلاق برایش با معنی است ،و نهایتا به آرامش خواهد رسید بنابراین بحث از وجود یا عدم خدا از مباحث اساسی است. در دین اسلام توحید بعنوان سر فصل اصول دیگر دین شمرده می شود و پس از اثبات توحید است که نبوت،امامت،عدل و معاد اثبات می گردد.
2. در مسئله ایمان دو نظریه وجود دارد
اول) اینکه ایمان باید زائیده تعقل و تفکر باشد و از روی احساسات نمیشود ایمان آورد بسیاری از آیات قرآن نیز موید همین مسئله هستند که ایمان باید بر اساس تفکر و تعقل باشد در مورد پیامبر ما و برخی پیامبران دیگر آمده است که وقتی مردم را دعوت می‏کردند، مردم می‏گفتند: ما حرف شمای پیامبر را قبول نمی‏کنیم. چون روش پدران ما به گونة ‌دیگری بوده است و ما هم همان روش را در پیش می‏گیریم: «إنَّا وَجَدنَا آباءَنَا عَلَی اُمَّة و إِنَّا عَلَی آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ»(1) «اثر» یعنی ردّ پا، یعنی ما پایمان را همان جایی که ردّ پای پدرانمان است می‏گذاریم و درست همان راه را می‏رویم. قرآن می‏فرماید حتی اگر پدرانشان بی‏شعور هم بودند و فهم نداشتند، اینها باید تبعیت کنند؟ «أَوَلَوْ کانَ آبَاؤُهُمْ لایعْقِلُونَ شَیئاً»(2)
 در جای دیگر  می فرماید فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هدئهم الله(3)
بشارت بده بندگانم کساني که حرفها و اقوال مختلف را مي شنوند و سپس بهترين را انتخاب مي کنند ايشان همانهايي اند که خدا هدايتشان نموده است
دوم) نظریه پردازان این نظریه معتقدند« برای ایمان آوردن چشم ها را باید بست»(4){یعنی ریز بینی های عقلی را کنار گذاشت} این نظریه در عالم مسیحیت نظریه  معروفی است بدین معنا که برای ایمان به خدا نیازی به دقتهای عقلی نیست باید خود را همه وجود خود را به امر متعالی سپرد .
ترتوليان از مسيحيان نخستين ميپرسيد: " آتن را با اورشليم چه کار؟1 ( مقصود وي از" آتن" فلسفه يونان بود و از " اورشليم" ايمان ديني و کليساي مسيحي)(5) پاسکال نوشت:« دل دلايل خاص خود را دارد که عقل آن دلايل را نميشناسد»(6)
2.با توجه به این مقدمه جواب سوال چرا به خدا ایمان داریم بر اساس این 2 نگرش متفاوت می شود بنابر نظریه اول طبیعتا به دنبال دلایل عقلی خواهیم رفت تا پشتوانه ایمان ما شوند و در صورت دوم از راه حل هایی به سبک کلیسا و از راه عاشق خدا شدن و سپردن خود به او به خدا ایمان میاوریم .
در این نوشتار بنای ما بر نظریه اول است البته گریز هایی هم به روش دوم می زنیم اما بنای ما بر دلایل عقلی و دقیق برای اثبات وجود خدا است
3.برای اثبات وجود خدا می توان از 2 روش کمک گرفت
روش استدلال نظری : در این روش با براهین عقلی در صدد اثبات وجود خدا هستیم
روش استدلال عملی :در این شیوه برهان های خاص کتب کلامی و فلسفی آورده نمی شود بلکه از طریق برشمردن ثمرات عملی اعتقاد به خدا نظیر آرامش فرد و جامعه به دنبال اثبات خدا هستیم
روش استدلالات نظری
در کتب کلامی بیش از 8 مورد از راههای استدلالات نظری شمرده شده است(7)که در اینجا 4 مورد از آنها مطرح می شود :
استدلال اول)برهان نظم
یکی از ساده ترین و سنتی ترین براهین اثبات خدا برهان نظم است که در آن به این نکات تاکید می شود :
1..هیچ نظمی بدون ناظم (بوجود آورنده نظم) نیست.
2. در سرتاسر جهان ما یک نظم کلی مشاهده می کنیم خورشید هر روز طلوع می کند، گیاهان هر یک میوه مخصوص خود را ثمره می دهند، دانه انگور درخت انگور شده و درخت انگور ،انگور ثمره می دهد نه میوه دیگر در قرآن آیات بی شماری به این نظم اشاره کرده است به عنوان مثال آیات ابتدایی سوره نحل که درآن از خلقت انسان گرفته تا حیوانات و باران و رشد نباتات را مظاهر نظم و تدبیر الهی می داند
.3.نکته آخر اینکه این نظم قطعا خود به خودی نیست یعنی محال است که همه این نظم های شگفت انگیز خودساخته و هر موجودی خود این حرکت را اداره کند پس از رد این فرض یک نکته می ماند و آن اینکه این نظم ساخته یک ناظمی باشد و آن خداست
اشکالاتی از طرف هیوم به این برهان شد که به تعبیر برخی علما کمر برهان نظم را شکست اما شهید مطهری و علامه طباطبائی جواب مبسوط و قانع کننده ای به اشکالات هیوم داده اند(8)
استدلال دوم )حس مذهبی
بسیاری از اندیشمندان و روان شناسان همچون ویلیام جیمز روان شناس معروف آمریکایی معتقدند
1.در درون ما یک احساسی وجود دارد به نام حس مذهبی یا عاطفه دینی و همواره گرایش به اتکا به یک موجود بالاتر را داریم این حس در مواقع اضطرار و درماندگی نمود می کند
در قرآن هم اشاره به این حس شده است : «و اذا مَسَّ الانسان الضُرُّ دعانا لِجَنبه أوقاعِداً اَوقائماً فلمّا کشفنا عنه ضُرَّه مرَّ کَأن لم يدعُنا إلي ضُرٍ مَسَّه، کذلک زُيّنَ للمسرفين ما کانوا يعملون »(9)
و هرگاه آدمي به رنج و زياني در افتد همان لحظه بهر حالت باشد از نشسته و خفته و ايستاده، فوراً ما را به دعا مي‌خواند. آنگاه که رنج و زيانش برطرف شود باز بحال غفلت و غرور چنان باز مي‌گردد که گوئي هيچ ما را براي دفع ضرر و رنج خود نخوانده،‌همين کفران و غفلت است که اعمال زشت تبه‌کاران را در نظرشان زيبا نموده است.
2. نکته بعد اینکه همه احساساتی که در درون ما است یک ما به ازایی در خارج دارد اگر ما در درون خود گرسنه می شویم در بیرون برایش غذا است اگر تشنه می شویم در بیرون برایش آب است اگر نیاز جنسی داریم در بیرون برایش ازدواج مطرح است حال یکی از احساسات ما حس مذهبی یا خداگرایی است که به تعبیر متکلمین مسلمان جزء گرایشهای فطری انسان است بنابراین در بیرون هم قطعا باید ما به ازای این حس مذهبی ، یعنی موجود برتر (خدا) باشد تا گرایش مذهبی ما به سمت او باشد
بنابراین خدا وجود دارد

 
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
گالری تصاویر
طراحی سایتطراحی سایتسایت سازسایت سازفروشگاه سازفروشگاه ساز