menuordersearch
zohagifts.com

چرا همه پيامبران در منطقه خاورميانه ظهور کرده اند؟ ,

لگوی سایت
۱۳۹۷/۳/۱۹ شنبه
(0)
(0)
چرا همه پيامبران در منطقه خاورميانه ظهور کرده اند؟
چرا همه پيامبران در منطقه خاورميانه ظهور کرده اند؟
چرا همه پيامبران در منطقه خاورميانه ظهور کرده اند؟
در مورد اين سوال بايد يادآور شويم که تمام پيامبران در منطقه خاور ميانه نبوده اند و ما تعداد زيادي پيامبر را داريم که در منطقه شمال آفريقا و در ديگر نقاط دنيا ظهور کرده اند، هر چند که تعداد زيادي از پيامبران در منطقه خاور ميانه مبعوث شده اند که اين هم با هدف نهايي مبعوث کردن رسُل که هدايت انسانها است منافاتي ندارد زيرا ديني را که پيامبري ميآورد براي ديگر اقوام هم هست و به همه عالَم عرضه ميشود مثلا خداوند متعال در مورد قرآن ميفرمايد: «قران براي عالَم انذار دهنده است» (سوره فرقان، آيه 1) و اگر کسي دنبال حق است، به محض برخورد با او، آن را ميپذيرد، حال مي خواهد از هر منطقه و سرزميني باشد، چون ديني که خداوند ميآورد بر حقيقت انسانيت و فطرت او مطابقت دارد. آنچه مهم است جهاني بودن زبان ديني است که پيامبر ميآورد.
مطلب ديگر (که در پاسخ به اين سؤال که چرا پيامبران بيشتر از اين مناطق ظهور ميکردند و چرا در ميان اقوام ديگر ظهور نکردند)، اين است که بايد گفت «ممکن است در آن قسمتها جمعيتي نبوده و يا اگر بوده ما دليلي نداريم که خداوند براي آنها انبيايي نفرستاده است چون از همه انبيايي که آمار و نامشان در جوامع روايي ما هست تنها نام بعضي در قرآن ذکر شده است (سوره غافر، آيه 78)شايد در ميان آن اقوام نيز انبيايي بودهاند که در قرآن قصه آنان نيامده است و اگر هم پيامبر اولوالعزمي در ميان آن اقوام نبوده، شايد به خاطر کم بودن جمعيت آن منطقه در آن زمان باشد».(سيره پيامبران در قرآن، ص 49، جوادي آملي، چ دوّم، نشر اسراء) «گروهي از عارفان و حکيمان به استناد برخي از تواريخ، حضرت ادريس را همان هرمس پنداشتند، هم چنان که حضرت شيث را همان آغاثا ذيمون دانستند و عدهاي شايد بر اثر همين هرمس و آغاثاذيمون و فيثاغورس، مانند آنها مثل ارسطو... را از انبيا دانستند». (همان، ص236) که اينان از اقوام ديگري هستند و از آسيا برنخواستهاند.
همچنين «يکي از لوازم نبوت عامه اين است که هيچ مردمي بدون راهنماي غيبي نيستند و ممکن نيست، خداوند ملتي را بدون راهنما رها کند، زيرا خدا مربّي ومدبر انسان است و انسان مسافري است که عوالمي را پشت سر گذاشته و عوالمي را در پيش روي دارد. از اين رو امکان ندارد جمعيتي در منطقهاي زندگي کند و خداوند براي آنها راهنما نفرستد». (سوره فاطر، آيه 24(، حضرت آية الله جوادي آملي در اين زمينه در جاي ديگر مي فرمايد: بالاخره خداوند يا خود پيامبر يا اوصياي او يا کتاب او را براي ديگران ارسال ميکند. (سيره پيامبران در قرآن، ص 48، همان) از طرفي ديگر مرکز نبوت و رسالت انبيا يک روستا و يا يک منطقه کوچک و محدود نبود... و صداي انبيا هميشه از مراکز کشورها برخاسته است، زيرا وظيفه آنان ابلاغ پيام الهي به همه مردم آن منطقه است و اين رسالت بدون شهرتِ دعوت و شيوعِ دعوي حاصل نميشود و آن شهرت و اين شيوع بايد ازمرکز جمعيت و هسته مرکزي اجتماع تودهها شکل يابد. (همان، ص 47) در زمانهاي قديم، بعضي اقوام مانند سرخپوستها در گوشهاي گنگ از دنيا زندگي ميکردند که کسي از آنان خبري نداشت و آنها هم از کسي خبري نداشتند. حال اگر پيامبري در ميان آنان بيايد امّا در مرکز کشور نيايد دعوت او عمومي نخواهد شد و صداي او به گوش جهانيان نميرسد. چنان که پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هنگام رسالت به کشورهايي مانند: روم و ايران نامه نوشت و آنان را دعوت به دين اسلام کرد و «خود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمودند: که من اختصاص به قوم خاصي ندارم، من براي سياه پوست و زردپوست و سفيد پوست مبعوث شدهام» (بحار الانوار، ج 16، ص 323، به نقل از دين شناسي، جوادي آملي، ج اوّل). و همين باعث ميشود که صهيب از روم و سلمان از ايران دور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ جمع شوند. در آخر به اين نکته بايد اشاره شود که نبوت انبيا دو گونه بوده است.
بعضي از انبياء براي قوم خاصي مبعوث ميشدند مثل حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ که براي قوم بني اسراييل مبعوث شده بود(سوره صف، آيه 5) و دعوت خويش را فقط در قوم بنياسراييل گسترش داد (مفاهيم قرآن، جعفر سبحاني، ج 3، ص 78، چ چهارم، مؤسسه امام صادق ـ عليه السّلام ـ) و بعضي ديگر از انبيا مثل پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ دعوتش فراگير و جهان شمول بود و براي تمام مردم مبعوث گرديده بود. (سوره اعراف، آيه 158) لذا شايد در يک زمان چند پيامبر با هم براي چند قوم مبعوث ميشدند و در جوامع روايي و قرآن نام بعضي از آنها برده شده است، ولي بخاطر دلايلي به بعضي ديگر اشاره نشده است و اين عدم ذکر نام آنان دليل بر عدم وجود آنان نيست.
در پايان کلامي را از حضرت آية الله مکارم شيرازي نقل مي کنيم که ايشان در پاسخ به اين سوال اينگونه جواب داده اند: با توجه به وضع پيدايش جوامع بشری،‌ و ظهور تمدّن انسانی، اين مسئله جای شگفتی نيست که اکثر پيامبران در منطقه خاور ميانه بوده اند، زيرا مورخان بزرگ جهان تصريح می کنند که مشرق زمين مخصوصاً شرق ميانه، گهواره تمدن انسانی است و منطقه ای که به نام هلال خصيب است(هلال خصيب يعني هلال پر برکت که اشاره به منطقه ای است که از دره نيل شروع می شود و تا مسير دجله و فرات و اروند رود ادامه پيدا می‌کند زادگاه تمدن های بزرگ جهان است)
تمدن مصر باستان که قديمی ترين تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن يمن در جنوب حجاز، همچنين تمدّن ايران و شامات، همه نمونه تمدن های معروف بشری هستند ... قدمت تمدن انسانی در اين مناطق به هفت هزار سال يا بيشتر باز می گردد.
از سوی ديگر، رابطه نزديکی ميان تمدن انسانی و ظهور پيامبران بزرگ است، زيرا انسان های متمدن نياز زيادی به آيين های الهی دارند، تا هم قوانين حقوقی و اجتماعی را تضمين کرده، جلو تعديات و مفاسد را بگيرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد.
به همين دليل می گويم نياز بشر امروز مخصوصاً کشورهايی که از تمدن و صنعت سهم بيشتری دارند، به مذهب، از هر زمان بيشتر است.
اقوام وحشی و يا نيمه وحشی، آمادگی زيادی، برای پذيرش مذاهب ندارند، و اگر مذهب را پذيرا شوند، قدرت نشر آن را ندارند. (پيام قرآن، ج 7، ص 397 – 36


 
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
گالری تصاویر
طراحی سایتطراحی سایتسایت سازسایت سازفروشگاه سازفروشگاه ساز