menuordersearch
zohagifts.com

کمال خجندی و درد غربت ,

لگوی سایت
۱۳۹۸/۵/۱۵ سه شنبه
(2)
(0)

کمال خجندی و درد غربت

کمال خجندی و درد غربت

درباره زنده گی، شخصیت روحانی و مقام شاعری خواجه کمال خجندی، کمتر اثار تحقیقی در زبان فارسی _دری نوشته شده است. با آنکه در تذکرۀ الشعراء دولت شاه سمرقندی، حبیب السیر خواند میرونفحات الانس مولاناجامی اشاره  هایی رفته است، اما آنچنانکه متاخرین درباره شاهنامه فردوسی و آثار ناصرخسرو، سعدی، مولانا و حافظ تحقیقات  جامع انجام  داده اند، در مورد شیخ کمال بعمل نیامده است. در نفحات الانس مولانا عبدالرحمن جامی، میخوانیم: « وی ، بسیار بزرگ بوده است و اشتغال وی به شعر و تکلف در ان، سرو تلبیس را بوده باشد؛ بلکه می شاید که برآن بوده باشد که ظاهر، مغلوب به باطن نشود و از رعایت صورت عبودیت باز نماید. چنانچه خود گوید:

این تکلف های من، درشعرمن         کلمینی یا حمیرای من است

و زاویه ایکه در تبریز داشته، خلوتی بوده است که شب در آنجا به سر می برده و کسی دیگر در آنجا کم می رسیده است. چون بعد از وفات وی، آن را دیده اند، غیر از بوریایی که بر آنجا می نشسته یا می خفته و سنگی زیر سر می نهاده چیز دیگری نیافتند...» شیخ کمال خجندی،از بزرگترین شاعران و عارفان ماوراءالنهر و زادگاهش خجند باستان بود که اکثر اوقات عمر خود را درغربت و جلاوطنی سپری کرد و تا پایان عمر، رنج بی وطنی و غربت، رهایش نکرد و در تبریز  همچنان در غربت بماند و غزل های جانگداز و پرسوز عارفانه، غریبانه وعاشقانه سرود و «واغریبی، واغریبی! واغریب» گفت و دور از زاد گاهش خجند، جان سپرد!!

اگر سیر و گشتی بر کاجستان های شعر کمال بنماییم و از برکه های آبی سروده های جاودانه اش، گوهران معنی را بکف بیاوریم، می بینیم که کمال خجندی، شاعر وابسته و متعلق به تاجیکان ماوراءالنهر و خجند، نیست، بلکه او، شاعر تمام  مردمی است که به زبان فارسی، دری و تاجیکی سخن میگوید. هدایای تبلیغاتی شاعر همه خلق هایی که نوروز را مشترکا جشن می گیرند. کمال، شاعر همه زمانه ها و همه نسل هاست. امروز کسی زبان شعر آدم الشعراء رود کی سمرقندی و کمال خجندی را با زبان ابوالقاسم فردوسی و ناصر خسرو بلخی، سنایی و سعدی و حافظ از هم فرق کرده نمی توانند. اینها، شاعران یک ملت بزرگ، یک مدنیت بزرگ، یک فرهنگ غنی و درخشان فارسی زبان و تاجیک زبان اند که در طول زمانه ها و عصر ها، فرهنگ، تاریخ، دین، و آیین مشترک داشته اند. این استادان بزرگ ادب، ستون های طلایی فرهنگ و زبان ما نه؛ بلکه امروز به ادبیات جهانی و فرهنگ جهانی و بشریت تعلق دارند اگر در زبان های گفتاری و لهجه های محلی ما تفاوت هایی وجود دارند، زبان ادبی، زبان عاطفه و زبان احساس وعشق و آرمانها، در همه یکسان است. خودکار فلزی در غزلهای  عارفانه و عاشقانه کمال، همیشه رنگ و بوی عشق زمینی و آسمانی، شوریده گی و شیدایی انسانی، به مشاهده می رسد.

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر